صفحه اصلي شهدا نيم نگاه  
قاسم زاهدانی

 
 

 

در گوشه اي از كنج خلوت آنجا كه بدون مزاحمت با تنهايي خودم ملاقات كرده ام و چرتكه تخيل را مهيا نموده و قصد دارم  دارائي وناداري شهرم را حساب كنم تا مي خواهم ذهنم را آماده حركت مهره هاي چرتكه كنم به ياد يك جريان مي افتم و آن اين كه: روزي پدري قصد كاري مثلا مطالع را داشت اما فرزند خردسالش مزاحم او بود و در حوض آرام ذهنش ، سنگ حواس پرتي پرتاب مي كرد. پدر براي سرگرم كردن او و صدا اينه سر كار گذاشتن او يك تكه نقشه پاره پاره كرد و جلوي او ريخت و قول داد  كه اگر اين قطات نقشه را درست كنار هم بچيند براي او يك جايزه اي در نظر مي گيرد  و در خيال خود فكر مي كرد كه او موفق نمي شود اما با كمال تعجب پس از چند لحظه فرزند اعلام كرد كه كارش تمام شده است و پدر با صد حيرت اعلام كرد كه او كارش را درست انجام داده است . وقتي از او پرسيد كه چگونه  موفق به كارچنين غير منتظره اي شده  است، فرزند زيرك گفت پشت اين نقشه كه شما پاره كرده بودي عكس انسان بود  و من اين قطعات نقشه را بر اساس تصوير پشت آن كنار هم گذاشتم و پدر به فكر عميق فرو رفت .

من اين حكايت در مورد مشكلات جامعه عزيزم اين طور مورد  توجه قرارداده ام كه اگر به هر دليل مشكلات و ناهنجاري هايي در شهرم باشد چگونه مي توان اين ناهمواري ها را درست كرد و به چشم انداز دلخواه رسيد؟ ديدم معناي ساخت و عمران با توجه به منابع سرشار انساني شهرم بايد باشد. نگاهي اجمالي به نيروها و ظرفيت هاي جنت شهر كه آمار تحصيل كرده هاي درخور توجه  نسيت به جمعيت شهر  و خيل عظيم قبولي ها در آزمون هاي دانشگاه و آمار روحانيون جنت شهر و استقبال بي سابقه مردم  در عرصه هايي چون انتخابات و مراسم مذهبي مرا به شعف ميدارد. اما در بعضي عرصه ها مانند حركت در تيم هاي فكري و با برنامه ريزي  مورد نياز ما تجربه خوبي نداريم .

گاهي فكر مي كنم شايد براي مردم بعضي امور مهم نباشد اما با حضور در جمع آنها در مساجد ، كنار خيابان حتي در مهماني هاي خانوادگي و عروسي ها و عزاها مي بينيم كه مردم از مشكلات و راه حل ها صحبت مي كنند به فكر فرو مي روم : چگونه مي توانيم بعنوان يك شهروند اين فكرها و دغدغه ها را جمع كنيم و با يك هم انديشي و برنامه ريزي آنها را به پروژه ها و مصوبات اجتماعي تبديل كنم . با مقداري فكر به اين نتيجه مي رسم كه كمسيون هاي شوراي اسلامي چون از لحاظ قانوني جايگاه مناسب و آماده اي است مي توان به اتاق فكر و هم انديشي نخبگان شهر تبديل شود با حضور نخبگان و خود ورزان شهر و مشاركت همه دلسوزان خود جمعي بروز مي كند وبا بروز اين خرد جمعي گفتمان اجتماع بسوي پيشرفت همه جانبه ميل پيدا مي كند  و در راستاي اين گفتمان اصولي نياز ها و خواسته ها عوض مي شود و نياز هاي واقعي به جاي نيازهاي  غير اصولي مي نشيند من دواي درد هاي اين شهر را مشاركت فعال همه دلسوزان در گروه هاي هدفمند  و شناسنامه دار مي دانم كه اين گروه ها وتشكل ها مانند مجاري و كانالهاي يك رودخانه هستند كه آبهاي سطحي كه حتي ممكن است كه سيل بيافريند را بسوي هدفي مشخص و برنامه مند رهنمون شوند و نقشه پيشرفت اين شهر كه قطعه قطعه است بر اساس نيروي انساني پشت آن منظم و كنار هم قرار گيرند و هر روز كه مي گذرد به آن جمله كه در انتخابات عنوان كردم انساني جنت شهر مانن آبهاي سطحي بايد جمع و در يك مسير واقعي قرار گيرد بيشتر ايمان پيدا مي كنم .

منبع: گاهنامه نيم نگاه