|
در گوشه اي از كنج خلوت
آنجا كه بدون مزاحمت با تنهايي خودم ملاقات كرده
ام و چرتكه تخيل را مهيا نموده و قصد دارم
دارائي وناداري شهرم
را حساب كنم تا مي خواهم ذهنم را آماده حركت مهره
هاي چرتكه كنم به ياد يك جريان مي افتم و آن اين
كه: روزي پدري قصد كاري مثلا مطالع را داشت اما
فرزند خردسالش مزاحم او بود و در حوض آرام ذهنش ،
سنگ حواس پرتي پرتاب مي كرد. پدر براي سرگرم كردن
او و صدا اينه سر كار گذاشتن او يك تكه نقشه پاره
پاره كرد و جلوي او ريخت و قول داد
كه اگر اين قطات
نقشه را درست كنار هم بچيند براي او يك جايزه اي
در نظر مي گيرد
و در خيال خود فكر
مي كرد كه او موفق نمي شود اما با كمال تعجب پس از
چند لحظه فرزند اعلام كرد كه كارش تمام شده است و
پدر با صد حيرت اعلام كرد كه او كارش را درست
انجام داده است . وقتي از او پرسيد كه چگونه
موفق به كارچنين غير
منتظره اي شده
است، فرزند زيرك
گفت پشت اين نقشه كه شما پاره كرده بودي عكس انسان
بود
و من اين قطعات نقشه
را بر اساس تصوير پشت آن كنار هم گذاشتم و پدر به
فكر عميق فرو رفت .
من اين حكايت در مورد
مشكلات جامعه عزيزم اين طور مورد
توجه قرارداده ام كه
اگر به هر دليل مشكلات و ناهنجاري هايي در شهرم
باشد چگونه مي توان اين ناهمواري ها را درست كرد و
به چشم انداز دلخواه رسيد؟ ديدم معناي ساخت و
عمران با توجه به منابع سرشار انساني شهرم بايد
باشد. نگاهي اجمالي به نيروها و ظرفيت هاي جنت شهر
كه آمار تحصيل كرده هاي درخور توجه
نسيت به جمعيت شهر
و خيل عظيم قبولي ها
در آزمون هاي دانشگاه و آمار روحانيون جنت شهر و
استقبال بي سابقه مردم
در عرصه هايي چون
انتخابات و مراسم مذهبي مرا به شعف ميدارد. اما در
بعضي عرصه ها مانند حركت در تيم هاي فكري و با
برنامه ريزي
مورد نياز ما تجربه
خوبي نداريم .
گاهي فكر مي كنم شايد براي
مردم بعضي امور مهم نباشد اما با حضور در جمع آنها
در مساجد ، كنار خيابان حتي در مهماني هاي
خانوادگي و عروسي ها و عزاها مي بينيم كه مردم از
مشكلات و راه حل ها صحبت مي كنند به فكر فرو مي
روم : چگونه مي توانيم بعنوان يك شهروند اين فكرها
و دغدغه ها را جمع كنيم و با يك هم انديشي و
برنامه ريزي آنها را به پروژه ها و مصوبات اجتماعي
تبديل كنم . با مقداري فكر به اين نتيجه مي رسم كه
كمسيون هاي شوراي اسلامي چون از لحاظ قانوني
جايگاه مناسب و آماده اي است مي توان به اتاق فكر
و هم انديشي نخبگان شهر تبديل شود با حضور نخبگان
و خود ورزان شهر و مشاركت همه دلسوزان خود جمعي
بروز مي كند وبا بروز اين خرد جمعي گفتمان اجتماع
بسوي پيشرفت همه جانبه ميل پيدا مي كند
و در راستاي اين
گفتمان اصولي نياز ها و خواسته ها عوض مي شود و
نياز هاي واقعي به جاي نيازهاي
غير اصولي مي نشيند
من دواي درد هاي اين شهر را مشاركت فعال همه
دلسوزان در گروه هاي هدفمند
و شناسنامه دار مي
دانم كه اين گروه ها وتشكل ها مانند مجاري و
كانالهاي يك رودخانه هستند كه آبهاي سطحي كه حتي
ممكن است كه سيل بيافريند را بسوي هدفي مشخص و
برنامه مند رهنمون شوند و نقشه پيشرفت اين شهر كه
قطعه قطعه است بر اساس نيروي انساني پشت آن منظم و
كنار هم قرار گيرند و هر روز كه مي گذرد به آن
جمله كه در انتخابات عنوان كردم انساني جنت شهر
مانن آبهاي سطحي بايد جمع و در يك مسير واقعي قرار
گيرد بيشتر ايمان پيدا مي كنم
.
|